تبليغاتX
تمشک وحشی

تمشک وحشی

ماجراهای من و نویسنده‌ای در اعماق ذهنم

هم‌آوا

ماه مي نوازد

... و من هم

- شب ازآن من است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 1:7  توسط فریق تاج‌گردون  | 

تصور

بايد احساس گناه بكنم از اينكه هر وقت كبوتري را مي بينم اين تصور به من دست بدهد كه گوشت او خيلي خوشمزه است؟‌

 

مگر يك موجود نمي تواند هم نماد صلح باشد و هم خورده شود؟‌

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 13:1  توسط فریق تاج‌گردون  | 

در گذر

دود محو گشته

خاكستر سرد

- آتشكده‌ي نياكان

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 1:13  توسط فریق تاج‌گردون  | 

کبوتران شهر

شوق پرواز

در كبوتران شهر،

آسمان بهاري

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/26ساعت 15:21  توسط فریق تاج‌گردون  | 

پيرمرد كفاش

سال‌ها، اي مرد پير

كوبيده‌اي ميخ بر كفش

_ وطنت كجاست؟

....

....

 

پيرمرد پشتش خميده بود و بوگير كفش مي فروخت.فهميدم كه بيست سال در بغداد كفاش بوده و اكنون جنگ دوباره به ايرانش بازگردانده بود. تعارفش كردم به چاي و يك نخ سيگار؛ قبول نكرد؛ و رفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0:8  توسط فریق تاج‌گردون  | 

برادرم

خسته برادرم_

در نگاهش، اندوه

خندان، با كودكش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 0:41  توسط فریق تاج‌گردون  | 

اگر وجود نداشت؟!

اگر گل و درخت و پروانه و قورباغه

و مترسك و... نبود،‌ هايكو نويس ها چكار مي كردند؟!!

و اگر كشور ژاپن وجود نداشت؟

و اگر ژاپن كشوري بياباني بود؟ و شكوفه ي گيلاس نداشت؟

و اگر استادان ذن زن مي گرفتن؟

Oh! My god!!

........

با خودم مي گويم من عاشق هايكويي هستم كه در اين وضعيت سروده شود!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 1:55  توسط فریق تاج‌گردون  | 

فاصله

نا آرامند

قمري ها؛

دور مي شوم

 

 

قمري ها زندگي اندوهناكي دارند؛ همواره فاصله ها را يادآوري مي كنند! اما نمي توانند جوجه هايشان را تنها بگذارند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 10:28  توسط فریق تاج‌گردون  | 

رگبار بهاري

غرش ابر

سمفوني موج و رگبار،

خروش درياچه

 

 

كاش شما هم بوديد و آن لحظه ي بيادماندني را تجربه مي كرديد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 0:29  توسط فریق تاج‌گردون  | 

كمك!

 

گدايي:

                  كمك كنيد!

من هم رو به گدا:

                   كمك كنيد لطفاً!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت 11:18  توسط فریق تاج‌گردون  | 

زاویه 90 درجه!

 

كنج اتاق

در آغوش مي گيرم،

زانوانم را

 

 

 زاویه 90 درجه!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 11:50  توسط فریق تاج‌گردون  | 

رقص برگ ها

 

نسيم آنگاه، كه

مي رقصاند برگ ها را

.... و مي گذرد

 

 رقص برگ ها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/17ساعت 11:9  توسط فریق تاج‌گردون  | 

نيروي جاذبه

ديگر نخواهد شكافت

اوج را،

مرغ مهاجر

 

 

مرغ مهاجر به پشت سر نگريست، نيروي جاذبه اجازه نداد آشيانه اش را ترك كند؛ از پرواز بازماند

... و به مرغ خانگي تبديل شد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 10:31  توسط فریق تاج‌گردون  | 

باغ گل مي دهد؟

 

مترسك مي انديشد:

در نبودش

باغ گل مي دهد؟

 

 

براي اينكه به سرنوشت ايمان بياوري، كافيه فقط نگاهي به گذشته ات بيندازي؛

مي بيني كه براي هيچ كدام از نقاط عطف زندگيت نمي تواني دليل روشني پيدا كني.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 1:42  توسط فریق تاج‌گردون  | 

درياچه ي سبز

 

مي شكنند سكوت درياچه را،

قورباغه ها

 

*

 

مرغابي هاي وحشي

در آغوش نيزار،

 

*

 

جاودانگي مرغابي وحشي،

در تابلوي دختر زيبا روي

 

*

 

مينياتور امواج

و كودك ماهيگير،

نسيم مي وزد

 

*

 

مي نگارد

سرنوشت ماهي را،

مرغ ماهي خوار زيبا

 

*

 

در آب،

سايه ي پيرزني فرتوت

با پسرش

 

*

 

و غروب...

آرام آرام

سايه ام را حس مي كنم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 20:55  توسط فریق تاج‌گردون  | 

نوستالژي

 

آواز زنجره ها_

حيران حكايت هاي مادر

كودكي بي خواب

 

*حيف كه در اين دوران مدرنيزاسيون از تيرک هاي سقف هم خبري نيست تا با شمردنشان، چشم ها سنگين خواب شود!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12ساعت 1:51  توسط فریق تاج‌گردون  | 

فريب

 

شبانگاهان

روسپيان عشوه مي آيند

و مردان مست مي كنند_

در ديار ما

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/11ساعت 11:36  توسط فریق تاج‌گردون  | 

سر چهار راه

 

گل مي دهند

جعبه هاي گوجه فرنگي

در خيابان

 

*

 

سر چهار راه

به دخترك گدا

لبخند زدم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 11:23  توسط فریق تاج‌گردون  | 

زارع پیر

 

سال بي باران!

مي گويد زارع پير

... و من مي خندم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 18:37  توسط فریق تاج‌گردون  | 

سایه ای در هوای ابری

 

آواز گنجشك ها

سيگار، درخت زردآلو

و سايه اي...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/06ساعت 11:42  توسط فریق تاج‌گردون  | 

آوارگی

 

كشتن پرستويي در كودكي

شايد

دليل آوارگي اكنونم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 23:0  توسط فریق تاج‌گردون  | 

از سرزمین دور

 

نامه ام كو؟

يادت رفت؟

آه! پرستووووو

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 14:18  توسط فریق تاج‌گردون  | 

سه پرواز

 

به كدام سو؟

                                  هان! پرنده ي خسته

             اندكي بياساي

 

***

چه آسان مي گذرند…

                          صداي مرغابي ها را

مي شنوم

 

***

 

به آشيان نشست

                                 پرنده ي مهاجر

           لاي نيزارها

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 0:22  توسط فریق تاج‌گردون  |