من به دلیل [خسته شدن از بلاگفا
] به این آدرس نقل مکان کردم:
(تمشک وحشی): http://ft54.blogspot.com
از دوستای عزیزی که به وبلاگم لینک داده اند خواهش می کنم که آدرس لینک را با آدرس جدید عوض کنند. البته این در صورتی است که همچنان مایل باشند لینک وبلاگ من را داشته باشند!![]()
آرمان حس رمانتیک ارادهای است که با گذر زمان در ناامیدیای رمانتیک سقوط میکند و در تاریکی و تنهایی جان میسپارد.
میان نیزار
پرندگان کوچکِ مهاجر
در آبِ ابری
انعکاس دو سایهی لرزان:
من
و
[غم]ی که هیچ وقت غروب نمیکند ...
وقتی دل پیادهرو طپید
شاعر شدم
تا از مهربانی گامهایت
غزلی بسرایم
برای سنگفرشهای عاشق
که در عبور هر روزهات
زیر لب،
زمزمه کنند ...
کنار چشمه
کتری چای دود گرفته
و بلوطهای زیر خاکستر ـ
مزهی عرقِ سگی
و سیگار مگنا
[ و یک جای خالی...]
سَحَر و باز ...
آسمانِ ابریو
نَرمک نَرمک
جام شراب ...
*
خیام اگر ز باده مستی، خوش باش با لالهرخی گر نشستی خوش باش
چون عاقبتِ کار جهان نیستی است انگار که نیستی! چو هستی خوش باش
ـــــــــــــــــــ گاهی ـــــــــــــــــــ و امتداد مییابی... ــــــــــــــــ
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ موازی میشوی ـ ـ ـ ـ ـ تا ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
ـــــــــــــــــــ با خودت ــــــــــــــــــ دلتنگی ِ جاده ــــــــــــــــــــــــ
های! زن کولی
کف دستانم چه میبینی؟
آن گوشه
آن خطِ شبنمی،
در کدام سپیدهدم
محو میشود؟
... میدانم! ؛
از آفریدنت،
منظور
پرستش نبود
[مقصود
درکِ
رنج بود]