تبليغاتX
تمشک وحشی

تمشک وحشی

ماجراهای من و نویسنده‌ای در اعماق ذهنم

باهوش!

من احتمال می‌دهم که کل یا بخش زیادی از هزینه‌ی تبلیغات آقای موسوی در انتخابات ریاست جمهوری توسط یک تاجر عمده‌ی پارچه یا از راه تولید و فروش مستقیم آن تامین گردیده، یعنی در واقع این هزینه توسط خود مردم پرداخت شده‌است.

چه فکر هوشمندانه‌ای! خودم رو می‌گم‌ها!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/03ساعت 1:39  توسط فریق تاج‌گردون  | 

خانم فمینیست جهان سومی

اگر یک خانم فِمینیست جهان سومی می توانست: بدون نیاز به مرد بچه‌دار می‌شد( در صورت توانایی بیشتر، کاری می‌کرد مردها بچه‌دار شوند). زبانی اختراع می‌کرد که هیچ مردی نتواند بفهمد. فقط برای این ازدواج می‌کرد که بتواند از شوهرش طلاق بگیرد. برای این‌که به مردها بفهماند توانایی انجام دادن هر کاری را دارد هر روز با پتک سر چهار راه‌ها سنگ می‌شکست. مانتویی می‌پوشید که تا بالای ناف را می‌پوشاند. می‌رفت یکی از همین مراکز کاشت مو، سبیل می‌کاشت و بزرگ‌ترین آرزویش هم این بود که بتواند از تریبون [VOA] از حقوق زنان ستم‌دیده دفاع کند...

اما همین خانم در لحظات تنهایی‌اش با خاطره‌ی همکار مردش خـود- ارضــایی می‌کند... نه خانم عزیز!! ریشه را پیدا کن. خود مردها هم قربانی هستن.

 

 پ.ن: من به برابری زن و مرد معتقدم؛ چون اگه غیر از این باشه به عقل خودم شک می‌کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/28ساعت 0:50  توسط فریق تاج‌گردون  | 

birthday

تولد

۱۳۵۴/۶/۱۰

 

تولدم را جشن می‌گیرم

در یکی از دستشویی‌های عمومی

در زباله‌دانی شهر

و در فاضلاب‌ زیر خیابان‌

با موش‌های تپل

 

تولدم را جشن می‌گیرم

شبانه در گورستان بالای تپه

با گورکن مرده‌خوار

دم صبح

با مترسکی پیر ‌

که شکمش را با تاپاله‌ی گاو پر می‌کند

 

تولدم را جشن می‌گیرم

در هم‌خوابگی با عفریته‌ای پیر

که نصف صورتش را خوره، محو کرده است

و لبخندش چه عاشقانه‌است پس از سـ.ـکــ.ـس

 

تولدم را جشن می‌گیرم ...

[حالا اگر می‌توانید تولدم را تبریک بگویید]

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 0:1  توسط فریق تاج‌گردون  | 

در سرزمینی که ...

چه زیباست!! از گل و ماه و بلبل گفتن، در سرزمینی که شاه‌رگ دختر به دست پدر زده می‌شود ...
*
در خواب بود که پدرش چاقو را روی گردنش گذاشت و زد. خون فواره زد... هنوز اینقدر توان داشت که فرار کند. در حالی که به سختی نفس می‌کشید و چشمانش سیاهی می رفت، از خانه بیرون زد و خودش را در جدول کنار خیابان انداخت تا از چشمان پدر پنهان شود. و در همانجا بود که آرام آرام کرختی مرگ بدنش را فرا گرفت ...

( خنده‌دار است اگر خیال کنید افسانه‌ است. اکنون این پدر عزیز در زندان است و نگران چیزی نیست؛ مگر چه کسی کشته شده و در کجا؟!)
.
.
.
ما را رها کنید از این رنج بی حساب!
همه ی ما در برابر اینگونه فجایع ضد بشری مسئولیم
 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/08ساعت 0:15  توسط فریق تاج‌گردون  | 

رخت‌ها بر طناب

رخت‌ها بر طناب

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 12:15  توسط فریق تاج‌گردون  | 

خانواده‌ی معکوس!

حتم دارم که اگر فا+حشه‌خانه‌ها همچنان وجود داشتند، کمتر از ۱٪ مردان ازدواج می‌کردند،

زیرا دیگر شهوت را با عشق اشتباه نمی‌گرفتند

همچنین

حتم دارم که اگر استقلال و اشتغال، [و البته اندکی آزادی] برای زنان وجود داشت، ۱۰۰٪ زنان مجرد می‌ماندند

 

بنابراین برای ترویج امر مقدس ازدواج: استقلال، اشتغال و آزادی، برای زنان کاهش یابد؛

و شکر خدا که در مسیر ازدواج مردان مانعی وجود ندارد!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 12:50  توسط فریق تاج‌گردون  | 

تمام زندگی به مثابه: [سان]‌سور

{مرد در  شـهوتش می‌سوخت، خواست با زن هم آغوش شود و ... } نه! ممکن نیست!!

 

باید [سان]سور ‌شود:

 

 

نیاز شهــ‌وانی

می‌سوزاند؛

        مرد را

        پرنده‌ای می آفرینم؛

زن

آسمان می‌شود؛

          هم‌آغوشی را

          پرواز تعبیر می کنم؛

و لذتِ تن را

اوج گرفتن

 

 

و می شود:

 

تابستانِ داغ ـ

[پرنده‌ای

به شوق اوج

به پرواز در می‌آید

در بی‌کرانِ

آسمان]

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بله! ما ـ ناخودآگاه ـ فرویدی هستیم!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 17:29  توسط فریق تاج‌گردون  | 

اثر شگفت‌انگیز

  • کشف اثری که باعث شگفتی و حیرت دانشمندان شده‌ است

 

اخیراً، محققان حوزه‌ی تکامل در جریان پژوهش‌هایشان به نوشته‌ی شگفت‌انگیزی از چارلز داروین دست یافته‌اند که تا کنون هیچ‌کس از وجود آن مطلع نبوده‌است. این جزوه‌ی علمی- روز نوشت- که اعتبار آن به تایید دانشمندان نیز رسیده‌است، از میان کتاب‌ها و مدارک فراموش‌شده‌ای به دست آمده، که نوادگان داروین آن‌ها را تاکنون به طور سنتی در خانواده‌ی خود حفظ کرده‌اند.

این اثر که شگفتی دانشمندان حوزه‌ی زیست شناسی ...

 

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 17:54  توسط فریق تاج‌گردون  | 

اعتراض

می‌خواهم در آخرین لحظات عمرم

فیلم  [پ. و . ر . ن . و]  نگاه کنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت 2:16  توسط فریق تاج‌گردون 

زندگی با روح!

خسته، از کوهی بالا می‌روم، تکیه‌گاهِ دهکده‌ای که خودم ساخته‌ام؛ بالا و بالاتر... تا جایی که از ابرها هم می‌گذرم... و سپس با سر، پایین می‌آیم؛ با سرعتی که نفس کشیدن را برایم دشوار می‌سازد. زیاد طول نمی‌کشد که سرم به تخته سنگی می‌خورد و متلاشی می‌شود... نفس راحتی می‌کشم و از جا بلند می‌شوم. این‌بار، آرام و شاد از کوه پایین می‌آیم تا با روحم، زندگی کنم...

 

........

 پ.ن:

* شروع می‌کنم به نوشتن اولین رمانم؛ نطفه‌ی بهترین رمان فارسی بسته می‌شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 18:55  توسط فریق تاج‌گردون  | 

ما ایرانی‌ها!

اصولاً،

ما ایرانی‌ها، به‌طور آزار دهنده‌ای، خجالتی هستیم

و

ریاکارانه، با ادب!

در کل،

سوژه‌های جالبی برای فرویدیست‌ها!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:43  توسط فریق تاج‌گردون  | 

راز ایران‌سِـــــــ...

اگر شماره‌ی ایران‌سِل داری، باید هر لحظه منتظر مزاحمت‌های مرگ‌بار این شرکت باشی؛ با پیامک‌های کذایی

و دلیلش چیست؟

تنها یک دلیل می تواند داشته باشد:‌ چون این شرکت بر اساس فقر طبقات پایین جامعه، ثروت‌های میلیاردی به جیب می زند؛

بنابراین مهم نیست برای فردی مزاحمت ایجاد کند که روزگار، او را به خرید سیم‌کارت ایران‌سِل وادار کرده است!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/03ساعت 10:59  توسط فریق تاج‌گردون  | 

Ghost dog

من عاشق نگاه‌های عمیق، اما بی‌معنی هستم،

عمیق به اندازه رازهای آفرینش و بی‌معنی همچون خودِ آفرینش.

نگاهی که می‌گوید: با این‌که هیچی نمی‌فهمیم اما همه چی کاملاً روشنه!

مثل نگاه خیره‌ی روح نیکان، در پی نوادگانِ خود، همچون شبح سگی سیاه

مثل زُل زدنِ شبح سگی سیاه، به قهرمانِ سیاهِ فیلم " Ghost dog، طریقت سامورایی"

" یکی از معدود فیلم‌هایی که از دیدنش لذت بردم"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/03ساعت 0:7  توسط فریق تاج‌گردون  |