«من در تعطیلات عید نیستم.»
این جمله را مردی، روی کاغذی نوشته و به در خانهاش چسپانده است. منظور این جمله ممکن است این باشد که من در تعطیلات دیگری هستم و یا اصلاً در تعطیلات نیستم و یا شاید اشاره دارد به تعطیلات قبل از مرگ یک کارمند بازنشسته. اما در کل، فکر میکنم به این خاطر است که هر رهگذری آنرا بخواند و به طور غیر مستقیم با نویسنده مرتبط شود؛ یا او را احمق فرض کرده و بگذرد یا اینکه در خانه را بزند و دلیل وجود این جمله را بپرسد و مرد نیز او را به صرف چای دعوت کند. بنابراین زنگ در را میزنم. زنی در را باز میکند؛ از او معذرت میخواهم. چرا فکر کرده بودم که مردی آن جمله را نوشته است؟ کاغذ را بر میدارم و به در خانهی بغلی میچسپانم و زنگ را فشار میدهم.